احکام الهی یا احکام بشری

امید صادقی

"امید صادقی"

( پاسخی به مصاحبه آقای محمد حسینی با وبلاگ نقد و نظر با عنوان «به سیاست اسلامی معتقدم نه اسلام سیاسی» )

بسم الله الرحمن الرحیم

«قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» (انعام 162) بگو نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خداست که پروردگار جهانیان است.

مطالعات تاریخی و بررسی های باستان شناسی به این نکته اذعان دارند که گروههای مختلف بشری (جدا از استثنائات بسیار محدود) در تمام نقاط کره ی زمین از زمانهای بسیار دور در اعتقاد به خدا و زندگی پس از مرگ، مشترکند. هر چند چگونگی و مظاهر این اعتقاد در میان آنها بسیار متفاوت و متنوع بوده است. این اعتقاد به خالق و زندگی پس از مرگ می تواند برخواسته از رسالت پیامبران الهی و یا برگرفته شده از فطرت و نهاد آدمی باشد.از طرفی انسانها به علت وجود زندگی اجتماعی و گروهی ناچار به ایجاد تنظیم قواعد و قوانینی جهت رتق و فتق امور خود برآمده اند. این قواعد و مقررات بسیار متنوع و با طول عمرهای بسیار متفاوتی بوده است. از مهمترین دلایل تعویض پیاپی قوانین و احکام بشری و کارگزاران آنها، ناتوانی در شناخت کافی موجود بسیار پیچیده ای به نام انسان و زیاده طلبی طبقه ی حاکم و در نتیجه عدم برقراری عدالت می باشد.

اما دین چیست و چه می خواهد؟

دین معارفی است غیر بشری، که خداوند از طریق ماموران خود آنرا بوسیله ی برگزیدگانی از میان جوامع بشری در اختیار مردمان قرار داده تا بوسیله ی این معارف دو  منظور زیر حاصل گردد:

1- زدودن زنگار خرافات و شرک از باور به خدا و باور به زندگی پس از مرگ در میان انسانها و نمایاندن حقیقت وجودی این دو موضوع (خداوند و آخرت) در حد فهم و ادراک بشری به عنوان یک واقعیت ذاتی.

2- تفهیم این مطلب به انسان که: تنها کسی که حق قانون گذاری در میان کلّ هستی، از کوچکترین ذرات اتم تا بزرگترین کهکشانها و بالاتر را دارد فقط الله تعالی می باشد.

وجود اولیه و نحوه ی به هم پیوستگی اجزاء و حرکت و ادامه ی بقا و سرانجام و پایان هر ذره ای تحت فرمان و قانون خداوند بزرگ است. اثبات این مطلب با نگاهی به آیات قرآن و تحقیق عالمانه در زمین و موجودات در آن و آسمانها به راحتی امکان پذیر است.

اصلی ترین  معنای «تعبد» قبول فرمانروائی و قانون گذاری خداوند از طرف مخلوقات و رد فرمان و قانون غیر خدا می باشد. « و لقد بعثنا فی کل امه رسولاً ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت » (نحل 36)

ما به میان هر ملتی پیغمبری را فرستاده ایم که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید.

پس از این مقدمه ی کوتاه، به بیان منظور خویش از نوشتن این مقاله می پردازم.

آقای محمد حسینی در مصاحبه ای تحت عنوان «به سیاست اسلامی معتقدم نه اسلام سیاسی» که با وبلاگ «نقد و نظر» انجام داده اند مطالبی را عنوان کرده اند که به نظر اینجانب مغایر با معارف و آموزه های دین اسلام (کتاب و سنت) می باشد از جمله نکاتی که ایشان در آن مصاحبه گفته اند به موارد زیر اشاره می شود:

- « بنده به نظریه ی چهارمی در این میان قائلم و آن پایان پذیری دوران احکام دینی در دنیای مدرن است. بنده بر این باورم که اصول ارزشی و نظام سیاسی در اسلام طرح شده است اما تمام این اصول و تمام این نظامهای سیاسی از عرضیات دین بوده و مربوط به جوامع ابتدائی و بادیه نشین عرب بوده  که بر دین تحمیل شده است و دین از روی ناچاری آنها را پذیرفته است ».

- « احکام وارده در این زمینه با تغییر و پایان پذیری مواجه هستند و در نهایت عقلِ جمعیِ متخصصین با گذر از عقلِ جمعیِ جامعه برای هر عصری اصول ارزشی و نظام سیاسی را پایه ریزی می کند و دیگر ما نیاز به قال الله و قال رسول الله و سخن فقیه و متاله مستنبط از متون دینی نداریم».

- « احکام عبادی عبارتست از تجربه های باطنی هر پیامبر»

- «به جرأت می توانم بگویم اگر اصحاب در زمینه های مختلف نمی پرسیدند و وارد جزئیات نمی شدند و پیامبر را تحت فشار سئوال در حوزه های احکام قار نمی دادند شاید حکم تحریم مشروبات الکلی و بسیاری از احکام صادر نمی شد و آن را به تجربه های عملی و عقلی بشر واگذار می کرد تا خود به مرور زمان به آن برسند».

- «بشر خود امروزه با عقل و درایت و تخصص خود به این نتیجه رسیده است که مشروبات الکلی چیز خوبی نیستند همانگونه که تمام جامعه ی بشری سیگار را چیز بدی قلمداد می کنند و آنرا برای سلامتی فرد و جامعه مضر و زیان بار می دانند و حال آنکه هیچ حکم روشن و قطعی و صریحی در کتابهای آسمانی بخاطر عدم موضوعیت آن در این مورد نیامده است».

- «به نظر من به هنگام تعارض احکام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی قرآنی و قوانین برخواسته از تجربه های عملی و عقلی نوین بشری که ناشی از عقل جمعی متخصصین امر باشد و از فیلتر عقل جمعی جامعه گذشته باشد قوانین ناشی از عقل جمعی، مقدم بر قوانین قرآنی می باشد».

- «من با تمام جرأت می گویم که زمان و گذشت زمان می تواند ناسخ کتاب، یعنی قرآن کریم باشد».

البته در متن مصاحبه ی آقای محمد حسینی نکات قابل ایراد دیگری نیز موجود می باشد اما فعلاً جهت جلوگیری از تطویل مطلب به همین اندازه بسنده می کنم.

بالا رفتن سطح سواد عمومی و دسترسی آسان به اطلاعات و وسایل ارتباط جمعی در قرن اخیر باعث بوجود آمدن فضائی شده است که تأثیرپذیری ملتها و فرهنگها را از همدیگر بسیار آسان نموده است.حکمرانان کشورهای اسلامی با پی بردن به تکنولوژی و رفاه موجود در غرب، اقدام به اعزام تعدادی از جوانان مملکت جهت تحصیل علوم مختلف به امید رسیدن به تکنولوژی و رفاه مذکور نمودند. این جوانان ضمن یادگیری علوم تجربی و فنی حامل سوغات دیگری نیز از فرنگ بودند و آن فرهنگ غرب بود. هر چند که در سالهای بعدی اعزام دانشجویان منحصر به علوم تجربی و فنی نشده و  تعداد زیادی دانشجو نیز جهت کسب علوم انسانی به غرب رفته و پس از فارغ التحصیلی به کشور برگشتند.

فارغ التحصیلان اولیه در بازگشت به کشورشان مؤسسان و بنیان گذاران دانشگاهها و پایه گذران سیستمهای آموزشی جدید در کشور خود شدند و آموزه ها و تأثیرات گرفته شده ی فرهنگی خود را به دانشجویان نسل بعد از خود منتقل کرده و این روند تا کنون ادامه دارد. امروزه وضع به گونه ای شده است که بسیاری از دانشگاه رفته های ما همانند بچه گنجشک های ناتوان که با دهان باز منتظر غذای تهیه شده توسط مادرشان هستند در انتظار دریافت غذا از مادر معنوی خویش (غرب) هستند. این افراد انگار هیچ وظیفه ای ندارند جز اینکه به تبیین و ترویج عقاید منتج از عقل فرد غربی بپردازند.

امروزه دنیا با شدت هر چه تمامتر در معرض بمباران «ایسم» های غرب است. تقسیم بندی جوامع، انسانها، ارزشها، قوانین و فرهنگها همگی باید از کانال «ایسم» های غربی باشد در غیر اینصورت فرد تحصیلکرده در جوامع روشنفکری حرفی برای گفتن نداشته و متهم به ارتجاع و کهنه پرستی می گردد. این عارضه فقط مختص کشورهای مسلمان نیست بلکه امروزه به دلیل حسی بودن و آنی بودن جاذبه های فرهنگ غربی سایر کشورهای آسیایی و آفریقایی را نیز در بر گرفته است.

بنده قویاً معتقدم  چیزی که امروزه به نام فرهنگ غرب می شناسیم همان فرهنگ اهل کتاب است که با توجه به وضعیت فعلی دنیا فقط لباس خود را عوض کرده است. بهترین تابلو برای شناخت اهل کتاب،  قرآن کریم است اهل کتاب با آزردن پیامبرانشان  و تحریف دین الهی عاقبت بدی را برای خود خریده اند. در زمان پیامبر اسلام محمد مصطفی (ص) نیز بدترین دشمنان ایشان اهل کتاب بودند. جدا از دشمنی هائیکه در 14 قرن گذشته، اهل کتاب با مسلمانان داشتند اگر می خواهید به عمق نفرت دنیای غرب، در قرن حاضر از اسلام پی ببرید کافی است سرگذشت و خاطرات افراد تازه مسلمان (قبلاً اهل کتاب) را در مجموعه کتابهای« بسوی نور» مطالعه کنید.

مسلمانان دنیا بدانند که پشت كردن به پاره ای از احکام و ارزشهای اسلامی و اخذ مقداری از ارزشهای دنیای غرب، اهل كتاب نوین را راضی نمی کند بلکه آنها کل هویت و عقاید شما را می خواهند از بین ببرند تا زمانیکه یکی از آنها شوید.

خداوند در سوره ی بقره آیه ی 120 می فرماید:

«لن ترضی عنک الیهود و لاالنصاری حتی تتبع ملتهم قل ان هدی الله هو الهدی و لئن اتبعت اهواءهم بعد الذی جاءک من العلم مالک من الله من ولی و لا نصیر»یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خوشنود نخواهند شد مگر اینکه از آئین آنها پیروی کنی بگو تنها هدایت الهی، هدایت است و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنی بعد از آنکه علم و آگاهی یافته ای هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود.

 همچنین خداوند در آیه ی 50 سوره مائده در مقابل اصرار یهود و نصاری برای قبولاندن نظرات و احکام ساخته شده ی خودشان به جامعه ی مسلمین، می فرماید:

«افحکم الجاهلیه یبغون و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون»آیا جویای حکم جاهلیت هستند؟ آیا چه کسی برای افراد معتقد بهتر از خدا حکم می کند؟

و در نهایت خداوند متعال در آیه ی 51 سوره مائده برای همیشه تکلیف مسلمانان را با اهل کتاب تعیین می نماید:

«یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین» ای کسانیکه ایمان آورده اید یهودیان و مسیحیان را به دوستی نگیرید ایشان دوستان یکدیگرند هر کس از شما با ایشان دوستی نماید بیگمان او از زمره ی ایشان به شمار می آید و قطعاً خداوند ظالمین را هدایت نمی کند.

امروزه غرب با انواع روشهای نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی در جهت تضعیف اسلام به عنوان تنها مکتبی که در حال حاضر قادر به ادامه ی حیات در مقابل آنهاست؛ مرتباً از طریق نویسندگان و کانالهای ماهواره ای و مزد بگیرانش عنوان می کند که دین یک امر فردی است و هر کس می تواند در کنج خانه اش، خدای خودش را داشته باشد و با او به راز و نیاز بپردازد و در واقع با این هدف می خواهند نظام کامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اسلام را از بین ببرند. متأسفانه در میان مسلمانان نیز عده ای با ساده انگاری طرفدار این نظریه شده و از آن جانبداری کرده و آنرا تبلیغ می کنند.

اسلام هیچگاه به اجبار نظام خود را به فرد یا جامعه ای غیر ایمانی تحمیل نمی کند خداوند بزرگ در سوره ی بقره آیه ی 256 می فرماید:

 «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لانفصام لها و الله سمیع علیم»اجبار و اکراهی در دین نیست چرا که هدایت و کمال از گمراهی و ضلال مشخص شده است بنابراین کسی که از طاغوت نافرمانی کند و به خدا ایمان بیاورد به محکم ترین دستاویز آویخته است و خدا شنوا و داناست.

اما در مقابل هم به هیچ وجه اجازه نمی دهد که دشمنان دین اسلام با انواع روشهای نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی، عقاید دینی مردم را تضعیف و از آنان بگیرند:

« لکم دینکم ولی دین» (کافرون /6) دینتان برای خودتان و دین من از آن خودم است (یعنی به هیچ وجه اجازه نمی دهم آنرا از من بگیرند).

از جمله مسائلی که ارمغان دنیای غرب است بحث جدایی دین و دنیا (سکولاریزم) است . عده ای از دینداران با نگاهی به تاریخ متوجه شده اند که جدا از موارد اندکی، اکثر حکومت داران در ممالك مختلف اسلامی  و در طول 14 قرن از پیدایش اسلام تا کنون، مرتکب جور و ستمهای فراوانی در حق ملتشان شده اند و در اکثر مواقع عده ای از متولیان دین (علمای دینی) ظلم و ستم آنها را توجیه و از آنها جانبداری کرده اند بنابراین این افراد از سر دلسوزی به خاطر حفظ قداست دین اسلام، از تئوری سکولاریزم (هر چند منشاء آن دنیای غرب است) جانبداری کرده و آنرا توجیه می کنند. بنده ضمن احترام به حس دلسوزی این افراد، دلایل آنان را مطابق با آموزه های دینی نمی دانم زیرا:

 اولاً بسیاری از احکام قطعی اسلام جهت صحیح پیاده شدن، نیاز به ایجاد حکومت اسلامی دارند، از جمله: 1- ایجاد قوه ی عدلیه ای که احکام آن مستنبط از کتاب و سنت بوده و بدون تبعیض و با رای مستقل حکم کند. 2- بسیج و سازماندهی مردم جهت اجرای حکم جهاد (قسمت قتال) به جهت پاسداری از دستاوردهای اسلامی. 3- جمع آوری و تقسیم زکات (زکات امری اجباری و همگانی است نه اختیاری) 4- اجرای حدود 5- تأمین امنیت مالی و جانی همه ی افراد ملت بدون تبعیض و اهمال 6- ایجاد عمران و آبادانی در مملکت اسلامی بطور یکنواخت.

ثانیاً استفاده ی نادرست از یک وسیله ( مثلاًحکومت) دلیلی بر نفی استفاده های صحیح از آن وسیله نیست. با یک چاقوی تیز هم می توان آشپزی انجام داد و هم اینکه مرتکب قتل شد. و یا اینکه با وسیله ای مثل ماهواره می توان بهترین فایده ها را اخذ یا بدترین استفاده را ببریم.

ثالثاً هیچ انسان منصفی، تأیید ظلم و جور بوسیله ی  علمای درباری را به پای کل دین نمی نویسد. در همان حکومتهای ظلم و جورِ بظاهر اسلامی هم، علمایان خدا ترس و شجاعِ زیادی بوده اند که حتی جانشان را در این زمینه تقدیم دین خدا کرده اند. لازم به ذکر است که حتی اگر امکان تحقق یک حکومت اسلامیِ مطلوب، در جامعه فراهم نباشد در صورتیکه معتقدان به اجرا شدن احکام اسلامی در اکثریت باشند می بایست خواسته های دینی خود را به حکومت وقت تا حد امکان تحمیل نمایند.

آقای محمد حسینی ضمن سکولار خواندن خود از علمای بزگواری همچون محمد عبده، اقبال لاهوری و آیت الله طالقانی هزینه کرده و بدون اینکه مطلبی از آنها نقل کند آنها را سکولار می داند بنده در حدی که آثار این بزرگان را مطالعه کرده ام حتی یک جمله که هم سوئی و هم جهتی آنان را با افکار و عقاید آقای محمد حسینی تایید كند ، مشاهده ننموده ام.

هجوم تبلیغاتی دنیای غرب و انتشار کر کننده ی «ایسم» هایش در کرده زمین باعث شده است که حتی علمای متعهد و دین شناس هم از اصطلاحات و واژه های نا همگن و غیر قابل ترکیبی چون دموکراسی اسلامی، فلسفه ی اسلامی، سکولاریزم دینی، پروتستانتیزم اسلامی، سوسیالیستان خداپرست و غیره استفاده کنند که بسی جای تأسف است.

اصول ارزشی

آقای محمد حسینی معتقدند که تمام اصول ارزشی که در اسلام طرح شده از عرضیات دین بوده و مربوط به جوامع ابتدایی و بادیه نشین عرب بوده که بر دین تحمیل شده و دین ار روی ناچاری آنها را پذیرفته است و عقل جمعی باید برای هر عصری، اصول ارزشی را پایه ریزی کند و دیگر نیاز به قال الله و قال رسول در این زمینه نداریم.

ایشان اصول ارزشی را از احکام جدا کرده اند و من واقعاً نمی دانم که منظور ایشان از اصول ارزشی چیست؟  اما اگر ما به عنوان یک مطالعه کننده ی قرآن، بخواهیم اصول ارزشی را از احکام قرآنی جدا کنیم ناچار به واژه های چون صداقت، وفای به عهد، امانت داری، ایثار، شجاعت، سخاوت، صبر، اخلاص، تقوا، علم آموزی، و غیره بر می خوریم. سؤال اینجاست که آیا به نظر آقای محمد حسینی این موارد مربوط به جوامع ابتدایی و بادیه نشین عرب بوده و دین از روی ناچاری آنها را پذیرفته است؟

حکم

واژه ی «حکم» و مشتقات آن 207 بار در قرآن آمده است که با نگاهی به آنها در آیات و سوره های مربوطه، متوجه میشویم كه بر معانی از قبیل رأی قطعی، نظر، داوری و اتخاذ بهترین شیوه دلالت دارد.

داور را از ان جهت (حَکَم) می گویند چون رأی او قطعی و لازم الاجراست. فرمانروا را نیز از آن جهت (حاکم) می گویند چون تصمیم نهایی وقطعی را در مسایل کشوری او می گیرد. «حکمت» نیز به معنای انتخاب بهترین شیوه است به نحوی که شیوه های دیگر کار آمدی لازم نداشته باشند.

 قبل از اینکه به بررسی احکام الهی بپردازیم باید به عنوان یک مسلمان تکلیف خود را با یک قضیه مشخص کنیم و آن اینکه اگر من و آقای محمد حسینی یا امثال ما در مورد قضیه ای به توافق نرسیدیم چاره چیست؟ آیا باید هر کدام بر مواضع خود پافشاری کنیم؟ آیا به ادله و مکاتب غربی پناه ببریم؟

خداوند متعال تکلیف مسلمانان را در این زمینه به خوبی روشن کرده است:

«یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیءٍ فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الآخر ذلک خیر و احسن تاویلا (نساء آیه ی 59) ای کسانیکه ایمان آورده اید از خدا و از پیامبر و اولی الامر خودتان پیروی کنید و اگر در چیزی اختلاف داشتید آنرا به خدا (قرآن) و پیامبر او(سنت) برگردانید اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارید این کار برای شما بهتر و خوش فرجام تر است.

چند نکته در این آیه قابل توجه است:

الف) خطاب «یا ایها الذین آمنوا» و شرط «ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر» نشان دهنده ی تعیینِ محک مناسبی برای داشتن و یا نداشتنِ ایمان واقعی در افراد است.

ب) تنازع در شیء  شامل هر چیزی که قابلیت اختلاف در میان ایمان داران را داشته باشد می شود.

ج) فعل «فردوه» هم اشاره به دستور خداوند جهت رفع تنازع و هم توصیه به تسریع مسلمانان جهت استفاده از کتاب و سنت برای رفع اختلاف است.

د) حذف «اولی الامر» در قسمت دوم آیه، بیانگر این است که تصمیمات و فرامین «اولی الامر» تنها در صورتی اعتبار دارد که برگرفته شده از کتاب و سنت باشد.

ه) «ذلک خیر و احسن تاویلا» مهر باطلی است بر قوانین و ضوابط بشری در مقایسه با قوانین و حدود الهی.

 البته در این آیه اشارات دیگری هم وجود دارد که به علت اینکه خارج از موضوع بحث ماست به آن نمی پردازیم.

همچنین تأمل در آیه ی 65 سوره ی نساء، بسیار راه گشاست آنجا که می فرماید:

«فلا و ربک لا یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجاً مما قضیت و سلموا تسلیما» اما نه، به پروردگارت سوگند که آنان مومن به شمار نمی آیند تا تو را در اختلافات و درگیریهای خود به داوری نخوانند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملاً تسلیم (قضاوت) تو باشند.

 پس بنابراین موضع ایمان داران واقعی در قبال دستورات خدا و پیامبر باید چنین باشد:

«انما کان قول المومنین اذا دعوا الی الله و رسوله لیحکم بینهم ان یقولوا سمعنا واطعنا و اولئک المفلحون» (نور آیه ی 51) مومنان هنگامی که به سوی خدا و پیغمبرش فرا خوانده شوند تا میان آنها داوری کند می گویند شنیدیدم و اطاعت کردیم و رستگاران واقعی اینانند.

انسان موجودی بسیار پیچیده و با سلایق و عواطف بسیار متفاوت است. این موجود در مقابل اعمال و رفتارهای دیگران و همچنین عوامل طبیعی، رفتارهای بسیار متفاوتی از خود نشان می دهد. در بسیاری از موارد رفتاری را که از خود نشان می دهد در تضاد کامل است با آنچه در درون خود آن را می پسندد. انسان میل سیری ناپذیری در تسلط بر دیگران دارد. تعاریفی که انسانها از عدالت دارند چنان مختلف است که گاهی دو فرد، به دو تعریف کاملاً متضاد در مورد قضیه ای مشخص می رسند. هر چند بسیاری از انسانها به دلیل فشار جو حاکم بر جوامع خود، تعاریف خود از آزادی، عدالت و مساوات را در درون خود پنهان می دارند.

در طول تاریخ جوامع بشری برای تسهیل زندگی اجتماعی و کم کردن تنش میان انسانها و محافظت از مایملک روستا ، منطقه، شهر و کشور اقدام به تنظیم قواعد و قوانینی برای مجموعه خود کرده اند اما همیشه این قوانین به دلیل آنکه اولاً بیشتر، منافع طبقه ی اعیان را تأمین می کرد تا عموم جامعه، و ثانیاً به دلیل ناکارآمدی در مواجهه با شرایط بحرانی و تغییرات تدریجی جامعه، منحل شده و جای خود را به قوانینی دیگری می سپارد.

یک قانون جامع و دائم چه شرایطی را باید دارا باشد:

1- قانون گذار باید شناخت کاملی از تمام خصوصیات روانی و جسمانی همه ی انسانها داشته باشد و نیازهای واقعی فردی و اجتماعی انسانها را شناخته و اولویت ها را برای او مشخص سازد.

2- یک قانون خوب باید قابلیت اجرائی شدن همگانی را داشته باشد و ضمناً واجد پتانسیل لازم برای مواجهه با شرایط خاص باشد.

3- دارای ابزارهای کارآمد جهت پیاده شدن در جوامع انسانی باشد از جمله نیروی انسانی، پاداش (اخروی و دنیوی)، مجازات ( اخروی و دنیوی)

تنها قانونی که می تواند شرایط فوق را داشته باشد قانون الهی است. خداوند متعال ضمن اینکه ذی نفع در این قوانین نیست با تمام رحم و عطوفت برنامه ای کامل برای سعادت دنیوی و اخروی انسانها پایه ریزی نموده است. با توجه به شروط فوق الذکر است که خداوند اعلام می دارد:

«ان الحکم الا الله» (انعام 243 و یوسف 40 و 67) حکم جز در دست خدا نیست.

البته پر واضح است که صاحبان قدرت، تحمل احکام بدون تبعیض و عدالت بخش حق تعالی را ندارند و با روشهای مختلف در پی اعمال قوانین خود و جایگزینی آنها به جای قوانین الهی هستند و در این راه بندگان خالص خدا را تحت فشار قرار می دهند اما دستور خدا در این زمینه قاطع و روشن است و سست ایمانان را برجای خود می نشاند:

«فلا تخشوا الناس و اخشون و لا تشروا بآیاتی ثمناً قلیلاً و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون» (مائده 44) از مردم نهراسید بلکه از من بهراسید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید هر کس برابر آن چیزی حکم نکند که خدا نازل کرده است او و امثال او بیگمان کافرند.

در آیه ی 45 همین سوره ضمن برشمردن احکام قصاص و توصیه به عفو و گذشت بازهم می فرماید:

«و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الضالمون»  هر کس برابر آن چیزی حکم نکند که خدا نازل کرده است او و امثال او بیگمان از زمره ی ظالمین هستند.

در آیه ی 47 سوره مائده خطاب به مسیحیان می فرماید باید به چیزی حکم کنند که خدا نازل کرده است و در غیر اینصورت: «و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون»هر کس برابر آن چیزی حكم نکند که خدا نازل کرده است بیگمان او و امثال او فاسقند.

ضمناً برای اینکه این شائبه پیش نیاید که این دستورات فقط مختص به مسیحیان و یهودیان است در آیه ی بعدی (آیه 48 سوره مائده) می فرماید: «و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمناً علیه فاحکم بینهم بما انزل الله» بر تو (ای محمد) کتاب (قرآن) را نازل کردیم که ملازم حق و موافق و مصدق کتابهای پیشین و شاهد و حافظ آنهاست پس بنابراین میان آنها بر طبق چیزی داوری کن که الله بر تو نازل کرده است.

استبداد

از جمله مواردی که باعث نگرانی آقای محمد حسینی و امثال ایشان شده است این است که حکومت دینی منجر به استبداد دینی می گردد. در ا ین زمینه توجه خوانندگان گرامی را به موارد ذیل جلب می نمایم:

1- حکومت دینی زمانی تشکیل می شود که مقبولیت عمومی را به همراه داشته باشد. بدین معنی که اکثریت افراد جامعه را مسلمانان معتقد به اجرای دستورات خدا و پیامبر تشکیل بدهند.

2- حکومت دینی، حکومت دین بر جامعه است نه حکومت عالمان دینی بر جامعه.اصولاً «تفقه» در دین وظیفه ای است همگانی، بطوریکه یک معلم، صنعتگر، کشاورز، تاجر، کارمند، پزشک، مهندس و غیره می توانند یک فقیه دینی (به معنی درست آن) هم باشند.

3- در جامعه‌ی اسلامی تنها چیزی که مقدس و غیر قابل تغییر است کتاب خدا و سنت مسلم رسول خداست، بنابراین هرگونه برداشت و تفسیری از متون دینی، قداست نداشته و قابل تغییر می باشد. در نتیجه مخالفت با رأی علمای دینی مخالفت با خدا و پیامبر نبوده و قابل تعقیب نیست.

4- اداره امور جامعه در زمینه های مختلف بر عهده متخصصین مربوطه در هر رشته می باشد. وظیفه ی شورای اسلامی (متشکل از مجتهدین دینی با تعریفی که ارائه شد) نظارت بر اجرای احکام قطعی خدا و رسول در جامعه اسلامی می باشد.

5- سهل گیری به شرطی که مخالف اصول نباشد از اموری است که مورد تأکید خدا و رسول است و لازم است که در جامعه ی اسلامی مورد توجه شورای اسلامی و اداره کنندگان جامعه باشد.

-«یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر (بقره 185) خداوند برای شما آسانی می خواهد و برای شما دشواری نمی خواهد».

- « و ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و لکن یرید لیطهرکم و لیتم نعمته علیکم لعلکم تشکرون (مائده / 6) خداوند نمی خواهد بر شما سخت بگیرد و لکن می خواهد شما را پاک و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد که از شاکران باشید».

-«و ما جعل علیکم فی الدین من حرج» (حج / 78) خداوند در دین بر شما سختی و تنگنا قرار نداده است.

همچنین پیامبر اکرم می فرماید:انما بعثتم میسرین و لم تبعثوا معسرین –  شما امتی آسان گیر بر انگیخته شده اید نه امتی سخت گیر.

- بعثت بحنیفه سمحه احب الادیان الی الله الحنیفه السمحه – با دینی که از شرک به دور است و دارای عفو و گذشت است برانگیخته شده ام (در حقیقت) دوست داشتنی ترین دین برای خداوند دینی است که از شرک بدور است و دارای عفو و گذشت است.

- یسروا و لا تعسروا و بشروا و لا تنفروا – آسان بگیرید و سخت گیری نکنید بشارت بدهید و دیگران را متنفر نسازید.

- ان الله یحب ان توتی رخصه کما یحب ان توتی عزائمه – آنچنان که خداوند دوست دارد فرایض و واجباتش انجام شود دوست دارد رخصتها و اجازه هایش نیز اجرا شود.

- ما احل الله فهو حلال و ما حرم الله فهو حرام و ما سکت عنه فهو عفو فاقبلوا من الله عافیته فان الله لم یکن لینسی شیئا – آنچه را که خدا حلال کرده فرموده پس آن حلال است و آنچه را که حرام ساخته پس آن حرام است و آن چیزی که صحبتی درباره اش نشده پس آن عفو و بخشش است زیرا خداوند هرگز چیزی را فراموش نمی کند.

عقل جمعی

آقای محمد حسینی در مصاحبه شان اشاره کرده اند که دوران احکام اسلامی پایان پذیرفته و دیگر ما در زمینه احکام نیاز به قال الله و قال رسول الله نداریم بلکه مسائل و احکامات را باید بوسیله عقل جمعی حل کنیم و یا اینکه گفته اند به هنگام تعارض بین قوانین بشری برخواسته از تجربه های علمی و عقلی نوین بشر با احکام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قرآنی، باید قوانین برخواسته از عقل جمعی را بر قوانین قرآنی مقدم داشت. و همچنین گفته اند گذشت زمان، ناسخ قرآن کریم است.

اگر حرفهای فوق را از یک غیر مسلمان می شنیدیم حتی ارزش زحمت پاسخگویی هم نداشت زیرا می دانستیم که معیارهای تشخیص صحیح و ناصحیح ها در یک فرد ملحد با یک مسلمان به کلی متفاوتند اما آقای محمد حسینی خود را مسلمان می داند و همه به خوبی می دانیم که ساده ترین تعریف از مسلمانی اینست که فرد (حداقل در ظاهر) خود را تسلیم در مقابل فرامین الله تعالی بداند و اگر فرمانی از فرامین الهی را انجام نمی دهد از روی عناد و عدم قبول نباشد.

-«قل اللهم فاطر السموات و الارض عالم الغیب و الشهاده انت تحکم بین عبادک فی ما کانوا فیه یختلفون» (زمر / 46) بگو خداوندا! ای هستی بخش آسمانها و زمین، ای آگاه از نهان و آشکار، این توئی که در میان بندگانت راجع به آنچه در آن اختلاف دارند داوری می کنی.

-«انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله» (نساء 105) ما کتاب به حق بر تو نازل کردیم تا میان مردمان طبق آنچه خدا به تو نشان داده است داوری کنی.

-«ما فرطنا فی الکتاب من شیء» (انعام 38) در کتاب هیچ چیز را فروگذار نکرده ایم.

بر طبق همین قاعده ما هم به عنوان «مسلمان» لازم است با بررسی احکام دینی، ادعای آقای محمد حسینی را مورد ارزیابی قرار داده، تا بفهمیم که آیا این احکام با مرور زمان و با رأی عقل جمعی قابل نقض اند یا خیر؟ نخست این سئوال پیش می آید که منظور آقای محمد حسینی از عقل جمعی چیست؟ آیا عقل جمعی مردم یک شهر و یا یک کشور یا یک منطقه و یا کل جهان؟ البته با توجه به گسترش و سهولت دریافت و ارسال اطلاعات در سطح کره زمین و همچنین اذعان آقای محمد حسینی به «قوانین برخواسته از تجربه های علمی و عقل نوین بشر» قطعاً منظور ایشان از عقل جمعی، عقل جمعی کل افراد بشر ساکن در دنیاست.

اما آیا این عقل جمعی تا به حال به نظر ثابتی در مورد قضیه ای دست یافته است؟ عقل جمعی بشر امروزه بسیار شیفته ی اصطلاح «دموکراسی» است آیا فکر می کنید با این همه ی شیوه های تبلیغاتی و انواع ترفندهای مختلف سیاسی، از طرف زرمداران جوامع بشری، اصولاً انتخاب نمایندگان واقعی ملت ها برای حکومت بر آنها میسر است؟

«لیبرالیسم» پذیرفته شده ی عقل جمعی آیا واقعاً آزادی است؟ هیچ سنخیتی با کرامت انسانی دارد؟ آیا اخلاق و حجب و حیا و متانت را فدای آن کردن مطابق با فطرت انسانی است؟

یک انسان فهیم چگونه می تواند به عقل جمعی بشر اعتماد کرده و خود را در قضیه ای به آن بسپارد در حالی که هر لحظه احتمال ابطال آن قضیه توسط همان عقل جمعی و ارائه نظریه ی دیگری نشود؟

اماانسان مسلمان با این دید به جامعه نمی نگرد او خود را به قانونی می سپارد که تضمین سلامت و صحت آن ابدی است او خود را تسلیم مکاتب اقتصادی و اجتماعی و سیاسی اهل کتاب (همان غرب) نمی کند زیرا که خدای انسان مسلمان مهر ابطال بر آنها زده است:

«والعصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» (سوره ی عصر) قسم به عصر به حقیقیت انسان در زیانکاری است غیر از کسانیکه ایمان آورده  و عمل صالح انجام دهند (در عین حال) دیگران را به حق توصیه کرده و خود نیز توصیه به حق دیگران را می پذیرند و همچنین دیگران را به صبر توصیه کرده و خود نیز توصیه به صبر دیگران را پذیرایند.

اشاره خدا به واژه ی «عصر» در این سوره بسیار پر معناست. تمام اعصار زندگی بشر، از یک نظر، مثل هم اند چرا که در تمامی آنها انسان ها ظالم اند. (عده ای با تباه کردن عمر خود و دور شدن از فطرت خداجویی و تعدی به حقوق دیگران و عده ای هم با قبول ظلم ظالمین) تنها استثناء انسانهایی هستند که دارای خصوصیات سوره ی عصر باشند.

عقل چیزی نیست به جز نیروی تجزیه و تحلیل داده ها و در حیطه ی دین کار آن صرفاً قبول و یا عدم قبول دین (با توجه به بررسی و مطالعه در خود، طبیعت و آفاق) است. و در نحوه ی دینداری و قبول یا رد فرامین الهی کارایی ندارد.

در آموزه های دینی اکثریت و اقلیت، به هیچ عنوان ملاکی برای صحت و سقم قضیه ای، مورد توجه نمی باشد بلکه رأی صواب، نظری است که منطبق با کتاب خدا و سنت مسلم رسول خدا باشد.

-«اکثر الناس لا یعلمون» (یوسف 40) اکثر مردم نمی دانند.

-«اکثرهم للحق کارهون» (مومنون 70) اکثر اینان از حق گریزانند.

-«اکثرکم للحق کارهون» (زخرف 78) اکثر شما حق را نپسندید.

-«و ما اکثر الناس و لو حرصت بمومنین» (یوسف 103) بیشتر مردم هرچند که تلاش کنی ایمان نمی آورند.

-«و ما یومن اکثرهم بالله و هم مشرکون» (یوسف103) اکثر آنهایی که مدعی ایمان به خدا هستند مشرکند.

-«و ان تطع اکثرمن فی الارض یضلوک عن سبیل الله» (انعام 116) اگر از بیشتر مردم پیروی کنی تو را از راه خدا دور می سازند.

و همچنین «اکثرهم لا یعلمون» (عنکبوت 63 و یونس 55)

احکام اسلامی

در این مرحله می خواهیم به صورت بسیار مختصر تعدادی از مهمترین احکام اسلامی را بررسی کنیم تا بدانیم آیا می توان با مرور زمان و یا عقل جمع بشری (چنانچه آقای محمد حسینی ادعا می کنند) آنها را تعطیل کرد؟

نماز

به راستی «عقل جمع بشر» درمورد نماز و احکام مربوط به ان چه توجیهی می تواند داشته باشد؟

چرا باید انسان اوقات مشخصی از شبانه روز را جهت ارتباط با خدا مشغول انجام اعمال و اقوال از پیش تعیین شده باشد؟

شستن قسمتهای مشخصی از اعضای بدن جهت ارتباط با خدا از لحاظ «عقل جمعی بشر» کاملاً بیهوده و بدون معنی است. مخصوصاً «عقل جمعی بشر» به هیچ عنوان نمی تواند بپذیرد که در نبود آب، شخصی که قرار است نماز بخواند باید دست و صورت خود را به خاک بیالاید.

اما نماز از دید یک مسلمان معنی دیگری دارد: نماز و توصیه ی به آن 98 بار در قران آمده است.

1- نماز عمود دین است (پیامبر اکرم)

2- نماز واقعی انسان را از ابتلا به فحشاء و منکر باز می دارد (عنکبوت 45 )

3- در مشکلات از نماز یاری بجوئید (بقره 45)

4- اولین چیزی که در قیامت از بنده مسلمان پرسیده می شود نماز است (پیامبر اکرم)

5- همواره بر اقامه ی نماز مداومت کن تا همیشه خدا را به یاد داشته باشی (طه 14)

6- آخرین توصیه پیامبر اسلام در هنگام رحلت نماز بود (پیامبر اکرم)

7- یکی از 5 پایه ی اصلی اسلام نماز است و انکار آن سبب خروج از اسلام می گردد (پیامبر اکرم)

8- از مهمترین صفات مؤمنین خشوع در نماز و محافظت از ان است (مومنون 2 و 9)

9- وعده های عذاب سخت برای کسانیکه نماز را سبک می گیرند (ماعون 5 و 4)

10- تعیین اوقات معینی برای نماز از طرف خدای متعال (نساء 103 ، هود 114 ، اسراء 78 ،طه 129)

11- دستور صریح پیامبر مبنی بر اینکه نماز را آنطور که من می خوانم بخوانید (پیامبر اکرم)

12- ضمناً این نکته نیز قابل توجه است که خداوند در آیه ی 6 سوره مائده با اشاره به اینکه لازمه ی خواندن نماز، وضو گرفتن است به طریقه انجام وضو اشاره و موانع احتمالی پیش آمده را ارجاع به تیمم می دهد و سپس به نحوه انجام تیمم و حکمت این دستورات اشاره می فرماید. مخاطب این آیه «یا ایها الذین آمنوا» است و بدیهی است که مرور زمان (آنچنان که آقای محمد حسینی آنرا ناقض کتاب می داند) به هیچ عنوان نمی تواند تغییری در آن بوجود آورد.

اقتصاد

بدون شك عوامل اقتصادی یكی ازاصلی ترینِ عوامل تشكیل گروههاو حكومتها،دركل جوامع بشری است.

دین اسلام درمقابل نیازاساسی بشربه امرمعیشت ،تولیدوعمران بی تفاوت نبوده وطراحی اصول اساسی آنرا به دست بشرسیری ناپذیر نسپرده است.

اماعقل بشری درمورداقتصادبه چه چیری رسیده است؟ مهمترین وظیفه ی علم اقتصادِ بشری، جلوگیری ازكسرسرمایه وافزایش هرچه بیشتر سرمایه است .«عدالت»دراین تعریف بشری هیچ جائی ندارد.هفده  درصدجمعیت انسانی كره زمین مالك هفتاد و پنج درصدِ كل ثروت جهان اند.مصرف ومصرف گرائی هرچه بیشترزائیده علم اقتصادبشرامروزاست.تبلیغات سرسام آورِاقتصادبشرِامروزی، ذهن جوامع رابه جای مصرف صحیح به مدگرائی كاذب سوق داده است.

دین اسلام علاوه براینكه دست بشررابرای ایجادتولیدوافزایش سرمایه وایجادعمران وآبادانی بازگذاشته است اماقواعدوضوابطی كلی رابر«مسائل مالی» فردوجامعه اسلامی مقررداشته است:

1- وظیفه ی پیامبران برقراری«قسط» درمیان انسانهاست(حدید 25)

2- استفاده ازنعمتهاومواهب دنیوی، مختص قشرخاصی نیست بلكه خداوندآنهارابرای همه انسانهاقرار داده است (بقره 29)و(حشر7 )

3- درآموزهای دینی درمیان مشاغل اولویت به تولیداست (توصیه به كشاورزی به عنوان بهترین شغل).دردین اسلام كاروتلاش برای  تامین معیشت عبادت محسوب شده وبیكاری به شدت نهی شده است( احادیث نبوی)

4- دردین اسلام نه تنها توصیه نشده است كه بیشترمصرف كنیدبلكه اسراف حرام وازمصادیق فساددرروی زمین است درضمن اسراف گری مانع سپردن مسئولیت وامارت به افراداست وبه مسلمانان دستورداده شده است كه ازمسرفین اطاعت نكنند(شعرا 151 و152)

5- احترام به مالكیت فردی(بقره271)

6- جلوگیری ازاحكتاروعدم تولید و وعده ی عذاب سخت الهی برای محتكران (توبه34 و35)

7- مخالفت شدیدباكم فروشی همراه باوعده ی عذاب سخت الهی(مطففین آیات 3-1)عمده ی مفسرین اسلامی هرگونه كم كردن میزان فعالیت درراه ارائه خدمت راهم ازمصادیق بارز این آیات میدانند،درضمن توجه شودبه آیه 9 سوره ی الرحمن

8- تاكیدبراینكه به خاطردست یافتن به منافع دنیوی دچارگناه وظلم نشوید و اطمینان دادن به اینكه خداوندروزی رسان است(انعام 151)

9- اهمیت دادن به دنیادركنارآخرت وترك رهبانیت(قصص 77)

10- زكات به عنوان یكی ازمهمترین راهكارهای تعدیل ثروت وكم كردن فاصله ی طبقاتی دردین اسلام چنان مهم است كه یكی ازپایه های 5 گانه اسلام شناخته شده ودراكثرمواردهمراه بااقامه ی نماز آمده است.

زكات همانطوركه ازمعنی آن برمی آیدباعث پاك كردن وتطهیرقلوب مومنین می گردد(توبه 104- لیل18 و17) لازم به ذكراست كه  زكات امری اجباری است ومحاسبه واخذو واگذاری آن به مستحقین ،ازوظایف حكومت اسلامی محسوب می شود.

11- «عقل جمعی بشرامروزی»نه تنها «ربا» رامنفی نمی داند بلكه درسراسرزندگی مادی بشرامروزی جاری وروان است وبه صورت امری بسیار طبیعی وازجمله راهكارهای معاملات اقتصادی«عقل نوین بشر»  است. اما خداوند تعالی نه تنها آنرا حرام دانسته بلكه انجام آن را به مثابه جنگ باخدا و رسول می داند(بقره آیات 279-275) .مومنِ معتقدبه خدا و روز آخرت، هیچگاه حاضرنخواهدشداقتصاد ربوی « برخواسته ازتجربه های علمی وعقلی نوین بشری!! » رابرحكم ابدی خداوندحكیم وعلیم ترجیح دهدزیرا پذیرش حكم الهی دراین زمینه ازشروط ایمان است(بقره 287)

12- توصیه های مكرر و بسیارزیادآیات قرآن واحادیث پیامبراكرم به انفاق وكمك به مستمندان و فقرا و وعده‌ی پاداش چندین برابردرقیامت ودفع مشكلات ودراین دنیا،انگیزه ی بسیارزیادی را در فردمسلمان برای كم كردن فاصله طبقاتی درجامعه ایجادمی كند.

دراینجا این سئوال مطرح  است كه چرا اكثر ثروتمندان جامعه مخالف رسالت انبیاء واكثرمستضعفین ازپیروان انبیاء وخواستاردین هستند؟ جواب این سئوال بسیارساده است زیراهردودسته می دانستندكه دین، جدای از ایمان به خدا و آخرت ،دنیای آنها را نیزعوض می كرد.

حج

من مانده ام كه اگر استدلالهاودلایل آقای محمدحسینی راقبول كنیم كه: قوانین ناشی ازعقل جمعی، مقدم به قوانین قرآنی است ویا «پایان پذیری دوران احكام دینی دردنیای مدرن»دراین صورت تصمیم گیری «عقل جمعی بشرنوین» درموردقضیه ای به نام حج واحكام پیرامون آن چه خواهدبود؟ قطعاً بامعیارعقل جمعی بشرامروز،باید حكم به بی معنی وغیرلازم بودن حج، و رای به حذف آن اززندگی بشرامروز می دادیم.این درحالی است كه خداوندحج را برمسلمین فرض نموده (بقره 200-196) و(حج 27) وآنرا ازشعائر الهی می داند(بقره158)وپس از بیان احكام واعمال حج می فرماید:

«ذلك ومن یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب»(حج 32) چنین است وهركس مراسم وبرنامه های الهی رابزرگ داردبیگمان بزرگداشت آنها نشانه ی پرهیزكاری دلهاست.

خداوند می گوید این اعمال ازشعائر من هستندواین كاملاً مخالف گفته های آقای محمدحسینی است كه می گوید:«ازعرضیات دین بوده ومربوط به جوامع ابتدائی وبادیه نشین عرب بوده، كه بردین تحمیل شده است ودین ازروی ناچاری آن راپذیرفته است»

پیامبراسلام هم حج رایكی ازپایه های پنج گانه ی دین اسلام شمرده كه انكارآن موجب خروج ازدین اسلام می شود.

روزه

اگراززاویه»عقل جمعی بشر   «به روزه نگاه كنیم (طبق قاعده ای كه آقای محمدحسینی معتقدبه آن هستند)اصلِِ عملِ روزه گرفتن زیرسئوال می رود.اصولاً درزمانی كه انسان گرسنه ویا تشنه است چه لزومی داردكه نیاز خودرا مرتفع نكند. و حتی درصورت قبول اصل روزه ،بامعیارعقل بشری پیرامون آن سئوالهای زیادی مطرح است ازقبیل:  چرا روزه ازاول صبح تاغروب آفتاب باشد؟ چرا در ماه رمضان باشد؟ آمیزش جنسی چه ارتباطی باروزه دارد؟ اگرانسان فقط غذانخورد اما آب بیاشامد چه اشكالی دارد؟اماآموزه های دین اسلام دررابطه با روزه بسیارروشن وقابل توجه است.

1- حكم روزه فقط مربوط به جوامع ابتدائی ویابادیه نشین عرب(آنگونه که آقا محمد حسینی ادعا می کند) نیست. این حکم مخصوص ایمان آورندگان در هر عصر و زمانی است:  «یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام» (بقره 183) ای کسانیکه ایمان آورده اید روزه بر شما واجب شده است.

2- روزه ایام و ساعات مشخصی دارد «ایاماً معدودات» (بقره 184). «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه» (بقره 185). «کلوا و اشربوا حتی یتبین لکم الغیط الابیض الاسود من الفجر ثم اتموا الصیام الی الیل» (بقره 187)

3- روزه از ابزارهای کسب تقوای الهی است: «لعلکم تتقون» (بقره 183)

4- روزه مفید برای زندگی انسانی است: «ان تصوموا خیر لکم» (بقره 184) و «صوموا تصحوا» (رسول اکرم)

5- افراد مریض و مسافر و ناتوان، معاف از گرفتن روزه هستند (بقره 185 و 184)

6- و عده ی مغفرت و اجر بزرگ الهی برای مردان و زنان روزه دار (احزاب 35)

7- در زمان روزه همخوابگی در روز ممنوع و در شب آزاد است. (بقره 187)

8- چه بسیار روزه دارانی که (با کنترل نکردن زبان و اعمال خود) فقط تشنگی و گرسنگی برای آنان می ماند (حدیث نبوی)

9- بوی دهان روزه داری که زبان و خشم خود را کنترل کند نزد خدا از مشک خوشبو تر است (حدیث نبوی)

10- روزه از پایه های پنجگانه ی اسلام بوده و انکار آن موجب خروج از اسلام می گردد(رسول اکرم).

قصاص و حدود

بحث در مورد قصاص و حدود و دیه، به علت گستردگی زیاد آن خارج از حوصله ی این مقاله است. اما اشاره به  این نکته قابل توجه است که شرع مقدس اسلام شرایط مکانی و زمانی جرم، وضعیت مجرم و وضعیت عمومی جامعه را در این قضایا به خوبی لحاظ کرده و متناسب با آنها اقدام به صدور حکم می نماید.             اما مثلاً «عقل جمعی بشر امروزه» بدون درایت لازم به خاطر ژست های حقوق بشری، اقدام به حذف مجازات اعدام در اکثر نقاط دنیا نموده است غافل از اینکه این تصمیم زمینه ساز دخالت های انتقام جویانه فردی و فرا قضایی را در جامعه فراهم آورده است به حدی که بسیاری از افراد حتی در داخل زندانها و یا محافل قضایی اقدام به انتقام گیری شخصی می کنند و علاوه بر آن باعث ایجاد انگیزه ی فراوانِ وقوع جرم در جامعه برای افرادی که حضور یا خروج از زندان، تفاوت زیادی برایشان نمیکند شده است.

در حد اختصار اشاره به تعدادی از آموزه های دینی در این خصوص قابل توجه است:

1. هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در زمین بکشد چنان است که گویی همه ی انسانها را کشته است و هر کس انسانی را ازمرگ رهایی بخشد گویی همه ی مردم را زندگی بخشیده است. (مائده 32)

2. ای صاحبان خرد برای شما در قصاص حیات و زندگی است باشد که تقوا پیشه کنید (بقره 179)

3. واجب بودن قصاص بر جامعه ی ایمانی اما در عین حال توصیه به عفو و گذشت (بقره 178)

4. در آیه ی 38 سوره مائده پس از اشاره به حدِ سرقت، آنرا حکمی از جانب الله عنوان می کند و در آیه ی بعدی حکمت آنرا به خاطر ظلمی که سارق مرتکب می شود می داند که پس از توبه و اصلاح، توبه اش از جانب خدا بخشیده می شود. (مائده 39 و 38)

ازدواج

نتایج بدست آمده ی «عقل جمعی بشر امروز» در مورد ازدواج بسیار تأسف برانگیز است. چهل درصد مردم غرب اصولاً ازدواج نمی کنند بیش از هشتاد درصد دختران غربی قبل از ازدواج تجربه ی ارتباط نامشروع دارند (با استفاده از مراکز آمار معتبر غربی)

پیوندهای زناشویی با کوچکترین اختلافی از هم پاشیده می شود.هم جنس بازی در بسیاری از این کشورها قانونی است و سند ازدواج برایشان صادر می گردد. بخش بزرگی از ارتش آمریکا را سربازانی تشکیل می دهد که نمی دانند پدرشان چه کسی است.

اما اسلام اهمیت بسیار زیادی برای ازدواج قائل شده است بطوریکه پیامبر اسلام کسی را که از امر ازدواج روی گردان باشد از خود نمی داند. قران کریم زن و مرد را به مثابه لباس همدیگر می داند و مرد را به معاشرت نیکو با همسرش دستور می دهد. و با توجه به اهمیتی که زن در تربیت فرزندان دارد به مسلمانان اجازه نمی دهد که زن کافر را به نکاح خود در آورند: «و لا تمسکو بعصم الکوافر» (ممتحنه 10) و در آخر آیه می فرماید این حکم خداست و اوست که در میانتان داوری می کند.

احکام مربوط به نکاح و حقوق زن و مرد و فرزندان، بخش بزرگی از فقه اسلامی را تشکیل می دهد که اشاره ی به آنها خارج از ظرفیت این مقاله می باشد.

ارث

برای بهره بردن ار منافع دنیوی، اسلام اصل را بر تولید گذاشته است و در مرحله ی بعد از آن، خدمات رسانی (تجارت، آموزش ،صنعت ،کارگری، ارائه خدمات عمومی) مطرح است و هیچ جایگاه ارزشی برای تن پروری و عدم کارکردن در اسلام نداریم.

ارث در واقع اموال و منافعی است که شخصی بدون اینکه برای بدست آوردن آن محتمل کار یا زحمتی شده باشد بدست می آورد و برای اینکه بر سر این اموال اختلاف و نزاعی پیش نیاید، اسلام بهره مندان از این اموال را مشخص نموده است. امروزه مدافعین پوشالیِ حقوق بشر بر سر اینکه اسلام، سهم الارث فرزندان دختر را نصف فرزندان پسر قرار داده است داد و بیداد کرده و خواهان رفع این ستم از زنان جامعه اسلامی هستند. آنها غافلند از اینکه مال و اموال و ثروت و پول در جامعه کاربردی غیر از خرج کردن و هزینه کردن ندارند و طبق قاعده ای که اسلام مقرر داشته است وقتی که خرج و مخارج و نفقه اناث برعهده ذکور است قطعاً میزان بهره مندی فرزندان دختر از ارث گرفته شده خیلی بیشتر از میزان بهره مندی فرزندان پسر است.

خداوند در 13 و 14 سوره ی نساء ضمن مشخص نمودن وراث و میزان سهم هر کدام، در آیه ی 15 این احکام را جزو حدود الهی دانسته و ضمن بشارت جنت به اطاعت کنندگان از خدا و رسول، نافرمانان از دستور خدا و رسول و تعدی کنندگان به حدود الهی را وعده ی جاودانه ی دوزخ می دهد.

نکته جالب این است که خداوند توصیه نموده است که در هنگام تقسیم اموال، خویشاوندان و یتیمان و مساکین را فراموش نکرده و با ایشان بگونه ای شایسته سخن بگویند. (نساء 8)

این دستورات اسلام را با «عقل جمعی بشر» مقایسه کنید که اجازه می دهد فردی تمام ثروتش را برای گربه اش به ارث بگذارد.

حجاب

« عقل جمعی بشر امروز » با برداشتن حجاب زنان و برهنه كردن آنها و مشاركت آنها در فعالیتهای اقتصادی، به گمان خود به آنها شخصیت بخشیده و حقوق مساوی با مردان را برای آنها به ارمغان آورده است.

اما این ظاهر قضیه بوده و در پشت این شعارهای به ظاهر زیبا ، واقعیت تاسف آوری خود را پنهان کرده است. مرد شهوترانِ به ظاهر عقل گرای جوامع بشری با برداشتن حجاب و برهنه كردن زنان، محیط مناسبی را برای برآورده كردن هوسهای پلید خود آماده ساخته است و با سهیم ساختن زنان در فعالیتهای اقتصادی، خیال خود را از پرداختن به یكی از وظایف اصلی خود كه خداوند برایش مقرر داشته و آن تامین معیشت زنان و فرزندان است آسوده ساخته است. وضعیت به گونه ای است كه امروزه بسیاری از مشاغلِ سخت جامعه را زنان انجام می دهند.( در فیلمی كه یكی از دوستانم از یكی از كشتارگاههای دام برزیل تهیه كرده بود حدود هشتاد درصد پرسنل كشتارگاه را زنان تشكیل می دادند)

در ضمن بااینكه در جوامع غربی، زنان هم مانند مردان مشغول به فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی هستند اما فقط 3 درصد پستهای مدیریتی و حساس جامعه در اختیار زنهاست.

در آیه ی 59 سوره ی احزاب خداوند ضمن امر به حجاب زنان مومن ، دلیل حجاب را شناخته شدن زنان مومن به جهت محافظت از آزار و اذیت دیگران بیان فرموده است.

مفهوم کامل این آیه را فقط در خواندن خاطرات زنان تازه مسلمان شده می توان به خوبی درك كرد.

شراب و سایر خوردنیهای حرام

آقای محمد حسینی در مصاحبه شان گفته اند « بشر خود امروزه با عقل و درایت و تخصص خود به این نتیجه رسیده است كه مشروبات الكلی چیز خوبی نیستند» باید به ایشان گفت این نتیجه ی عقل و درایت بشری در این موضوع هیچ ارزش عملی ندارد زیرا امروزه علی رغم اینكه بشر می داند مشروبات الكلی برای سلامتی مضرند اما فقط 2 درصد غیر مسلمانان مشروبات الكلی مصرف نمی كنند. بسنده كردن به توصیه های اخلاقی در این زمینه به هیچ وجه باز دارندگی نداشته است.اما دین اسلام ضرر مشروبات الكلی را فقط مربوط به جسم نمیداند بلكه از آن مهمتر: مانع درك نماز و نزدیك شدن به خداست( نساء 43 ) شراب نجس و شرب آن از اعمال شیطان می باشد كه برای رستگاری واقعی باید از آن دوری كرد( مائده90 ) شراب باعث ایجاد عداوت و كینه در بن انسانها و غفلت از یاد خدا و نماز می شود ( مائده 91 ) و شراب خوار به خاطر تعدی به حدود الهی در همین دنیا مجازات می شود( سنت نبوی)

 نكته قابل توجه اینست كه هر ساله  فقط در اروپا بیش از یکصد میلیارد دلار  مشروبات الكلی مصرف می شود كه فقط با نصف این مبلغ در عرض یكسال در قاره ی آفریقا كسی بخاطر سوء تغذیه نخواهد مرد.

«عقل جمعی بشر» به هیچ وجه نمی تواند بپذیرد که خوردن گوشت خوک و خون برای مصرف انسانها ممنوع است، زیرا کانال و زاویه ی دید او فقط ناظر بر مضرات جسمانی این مواد است و می پندارد که در صورت سالم سازی این مواد، موانع مصرف آنها را برطرف کرده است. همچنان که امروزه شاهدیم مصرف گوشت خوک در سطح وسیعی رواج داشته و خون هم پس از اینکه به صورت پودر درآید و پاستوریزه شود در صنایع غذایی و شکلات سازی کاربرد فراوانی دارد.

عقل بشر امروزی غافل از اثرات مصرف روحی و روانی این مواد است تنها به این نکته اشاره میکنم که در خوک با هر انزال بیش از نیم لیتر اسپرماتوزوئید خارج می شود و خوردن گوشت آن قوای شهوانی انسان را خارج از حد طبیعی تقویت میکند.

اینکه خوردن مشروبات الکلی و گوشت خوک و خون و مردار، چه اثرات منفی دیگر جسمانی و روانی، در انسان ایجاد میکند را خدای علیم و حکیم بهتر میداند. اما چیزی که برای انسان مومن مهم است این است که خداوند به صراحت در آیات 145 انعام، 173 بقره، 3 مائده و 115 نحل خوردن آنها رامنع نموده  است.

شخصیت پیامبر اسلام

آقای محمد حسینی ( که متاسفانه ایشان را شایسته ی این نام نمی دانم) در مصاحبه شان گفته اند: «جای این مسئله باقی است که کسی فردای قیامت از جنبه ی معنوی در برابر خدا برتر از پیامبران هم بنشیند و از پیامبر اسلام هم پیشی بگیرد». حقیقتاً با خواندن این مطلب قلبم به درد آمد و تا چندین ساعت رغبت حرف زدن با هیچکس را نداشتم چرا که برای اولین بار است که در طول 14 قرن گذشته ، یک نفر که ادعای مسلمانی میکند چنین حرفی را می گوید. و هنوز هم یادآوری آن محزونم میسازد. اگر آقای محمد حسینی فردی درس ناخوانده ای بود که مطالعات تاریخی و دینی نداشت؛ میتوانستم برای خود توجیهی بیاورم که ایشان این حرف را از روی جهل گفته باشد. اما جدای از ادعای آقای محمد حسینی، ببینیم خدای متعال در مورد پیامبر اسلام چه فرموده است:

- «لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم» ( توبه 128) بی گمان پیامبری از خود شما به سویتان آمده است. هر گونه درد و رنج و بلا و مصیبتی که به شما برسد بر او سخت و گران می آید. به شما عشق میورزد و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مومنان دارای محبت و لطف فراوان، و بسیار مهربان است.

- «النبی اولی بالمومنین من انفسهم» ( احزاب 6) پیغمبر از خود مومنان نسبت به آنها اولویت بیشتری دارد.

- «فلعلك باخع نفسك علی آثارهم ان لم تومنوا بهذا الحدیث اسفا» ( كهف 6) نزدیك است خویشتن را از غم اینكه آنان بدین كلام ایمان نمی آورند هلاك سازی.

- « لعلك باخع نفسك الا یكونوا مومنین »( شعرا 3 ) انگار می خواهی از غم و اندوه اینكه آنان ایمان نمی آورند خود را هلاك سازی.

- «و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» ( نجم 3 و 4 ) از روی هوی سخن نمی¬گوید آن (كلام)  چیزی جز وحی نیست كه به او وحی شده است.

- «بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» ( پیامبر اكرم) من برانگیخته شده ام تا مكارم اخلاق را كامل كنم.

آقای محمد حسینی لابد به خود و دوستانشان نگاه كرده و نشانه های همچنین كسی كه بتواند از پیامبر اسلام پیشی بگیرد را یافته اند!!.

چگونه می توان بر كسی كه خداوند او را به عنوان سرمشق و الگوی حسنه ی مسلمانان انتخاب كرده پیشی گرفت؟

پیامبر میفرماید مكارم اخلاق را كامل كرده است پس آنكس كه قرار است از او پیشی بگیرد ( پناه بر خدا ) می خواهد با تعدی از احكام الهی چه بلایی بر سر مكارم اخلاق بیاورد؟

به عنوان ختم مقاله به آیه ای از قرآن مجید اكتفا كرده و امیدوارم كه خداوند كریم به همه ی ما ، فهم دین و توفیق عمل به فرامین الهی را عطاء بفرماید.

«یا ایها الذین آمنوا من یرتد منكم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الكافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلك فضل الله یوتیه من یشاء والله واسع علیم ( مائده 54) صدق الله عظیم

ای مومنان! هر كس از شما از آیین خود باز گردد خداوند جمعیتی را خواهد آورد كه خدا دوستشان می دارد و آنان هم خدا را دوست می دارند. نسبت به مومنان نرم و فروتن بوده و در برابر كافران سخت و نیرومندند. در راه خدا جهاد می كنند و به تاش می ایستند و از سرزنش هیچ سرزنش كننده ای هراسی به خود راه نمی دهند. این هم از فضل خداست. خداوند آن را به هر كس كه بخواهد عطاء می كند و خداوند دارای فضل فراوان و آگاه است».

امید صادقی – سنندج

شب شنبه 22/1/1388 هجری شمسی

 

برای دانلود این مقاله اینجا را کلیک کنید.

احکام الهی یا احکام بشری

اهل سنت

برای شروع اینجا راکلیک کنید؟؟

http://raabi.blogfa.com/

اهل سنت

برای شروع اینجا راکلیک کنید

http://raabi.blogfa.com/